الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

405

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

و به دست خود جامعه را كه بر گردن امام بود بريدن گرفت و با او گفت يا على مىدانى از اين كار چه خواهم ؟ فرمود : آرى مىخواهى كسى را بر من منّت نباشد غير تو [ 1 ] . يزيد گفت : به خدا سوگند غير اين نخواستم آنگاه يزيد گفت : « ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم » . امام فرمود : هرگز اين آيه دربارهء ما نازل نشده است بلكه آيت ديگر مطابق حال ماست : « ما اصاب من مصيبة في الارض و لا في انفسكم الّا في كتاب من قبل ان نبرأها » . پس ماييم كه از آنچه از دست رفته اندوه نمىخوريم و به آنچه از نعمت ما را رسد نمىباليم و ناز نمىكنيم . ( 1 ) در كتاب عقد الفريد است كه : چون حسين بن على عليهما السّلام ناراضى از ولايت يزيد به كوفه آمد يزيد سوى عبيد الله كه والى عراق بود نوشت به من خبر رسيده است كه حسين به كوفه مىآيد و در ميان همه زمانها زمان تو و در همهء شهرها شهر تو و در همهء حاكم‌ها خود تو بدين واقعه مبتلا شديد و اين آزمايش است براى تو يا آزاد مىمانى يا به بندگى بازمىگردى ؛ ( يعنى حكم مىكند كه زياد برادر معاويه نبود ) . پس عبيد الله ، حسين عليه السّلام را بكشت و سر او را با حرمش سوى يزيد فرستاد چون سر را نزد او گذاشتند به شعر حصين بن جماحم مزنى تمثّل جست نفلّق هاما الخ كه گذشت على بن الحسين عليهما السّلام در اسيران بود فرمود : اولىتر آن است كه به كلام خداوند تمثّل جويى ، نه شعر قوله تعالى : ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ [ 2 ] . يزيد برآشفت و تيز شد و دست بر ريش خود كشيد و گفت : آيت ديگر از كتاب خدا مناسب‌تر است تو را و پدرت را : وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ [ 3 ] . اى اهل شام دربارهء اينها چه رأى مىدهيد ؟ مردى كلمه‌اى گفت كه مفاد آن كشتن آنها بود . و نعمان بن بشير گفت : بنگر تا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اگر اينها را بدين حالت مىديد چه مىكرد تو نيز همان كن . يزيد گفت : راست گفتى بند از ايشان برداريد ، و مطبخ مهيا كرد و كسوت داد و حائزت بسيار بخشيد و گفت : اگر ميان پسر مرجانه و ايشان قرابت بود آنها را نمىكشت . و به مدينه‌شان بازگردانيد .

--> [ 1 ] امام بايد چنين فطن و زيرك باشد كه مردم از متابعت وى عار ندارند و غرض خداوند از نصب او حاصل شود نه اينكه مغفل باشد و فريب خورد كه مردم خود را از وى برتر شمارند چنان كه گذشت . [ 2 ] سوره حديد آيات 22 و 23 . [ 3 ] سوره شورى ، آيه 30 .